X
تبلیغات
کاچی






















کاچی

بعضیا دیگه سوچو هم رد کردن!

دیکتاتوری واسه این وخدا خوبه دیگه!مثلن نزاری اینا اصن دیگه وب داشته باشن!

کلن من اگه پادشاهی چیزی بودم دیکتیتور شیپ * رو برمیگزیدم برای همه ی جهان سومیا!

والاع!

* اون کلمه فقط برای باز کردن این بحث بود که تاپ استیودنت سامیت وان هم شد و رفتم سامیت 2!

:دی

پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 | 1:23 | کاچی | |

خب از اونجایی که  ملمکت ما فیتبالای خارجی رو نمیخره (یا همون میدزده) و نشون میده!:دی پس ما مجبوریم به جای تصویر شفاف مهپاره ای بشینیم پا شبکه ی آنتنیه  خط خطیمون (تار و برفکی) !

ز این روی من حالم نکشید خیلی، بشینم ال کلاسیکو رو ببینم!

البته شایستی  اونورم نشون میداد حالم نمیکشیدا فقط خاستم دست دزدو رو کنم :))

+من هم طرفداره رئالم هم طرفداه بارسا ولی وقتی باهم بازی میکنن طرفدار رئالم!این سوسول موسولای امروزی طرفه بارسان!والا ما از زمان فرناندو هیرو و ایوان هلگرا طرفداره رئالیم!:دی


پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 | 0:50 | کاچی | |

اونی که میخاد بره بی سر و صدا میره

اونی که تو بوق و کرنا میکنه رفتنشو میخاد  یکی بهش بگه نرو!

چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 15:54 | کاچی | |

モノクロ、色、白、黒、シンプル のデコメ絵文字

:)))))))))))))))))))

چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 15:46 | کاچی | |

وقتی یه پسر و دختری یکم بینشون چیزی باشه حالا حسی هر چی! ولی با هم نسبت خاصی ندارن (نه جی اف نه بی اف نه نومزدنگ نه کوفد نه درد نه حتا زهرمار)

بعد دختره میاد میگه : فلان پسر بهم پیشنهاد داد!

پسره سریع برمیگرده میگه : گه خورد مرتیکه عوضی!محل سگشم نذار بره گم شه!(با عصبانیت البته)

حالا اگه پسره یه اشاره کوچولویی به دختره ی همکلاسیش یا هر دختر دیگه  بکنه  دختره  میگه:

خوشگله؟(ینی از من خوشگلتره؟) تو شهر شماس؟ (از من نزدیک تره بهت؟) کجا دیدیش؟( هر روز میبینیش؟) تلتو داره؟(چقد جدی شده؟) دوسش داری؟ (دوسم نداری؟) 

اینا همش نشونه یه چیزه !

دوستت دارم ولی نمیشه با هم باشیم!

:|




چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 15:27 | کاچی | |

میدونین چرا بیشتر تیمای ما به تیم های عربی میبازن؟!

خو لامصبا یه نفره حمله نمیکنن که !

هر کدوم دو نفرن!

فورایگزمپل:

احمد موسی

بلال حسین

محمود یوسف

محمد ابراهیم

و....


:|


چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 0:7 | کاچی | |

یه شهری بود  شمال به اسم لیسار! بعد منعرفا اینو اینجوری میخونن لیس آر!

نچ نچ نچ!

چقد میتونین دیرتی مایند باشین عاخه!

(سوت)

:))

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 23:22 | کاچی | |

به میمنت بازگشت میمون عسکا!

به نفر اول از سر ذوگ و شوگ بخل و بوچ هدیه میدم!

:))))

جا دیویا خالی! :دی


فک نکنم  کسی جرات کنه کامنت بذاره :))

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 20:57 | کاچی | |

توضیحات پارت بیر رو بخونین دیگه دوباره توضیح نمیدم!

به اصفهان  شهر آدرسهای دقیق،شهر شبیه تبریز (از لحاظ پوشش و مدل شهر و اینا) ،شهر باغهای خوشگل خوشگل،معماری های قشنگ ، بناهای تاریخی با بلیطهای کذایی!،شهر بدون نیمکت کافی!!!شهر بی دبلیو سی در سطح شهر! شهر چادر زدن ممنوع ،شهر هر جا بری باهاس پول بدی (غیر پلاش و باغ هشت بهش) شهر خوشگل ندیده ها (توضیح در بند یک) شهر دخترپسرای راحت،  شهر گشتِ گیر! شهر خیابونای گنده و تمیز ،شهر منار نجنبون خوش آمدید!

+ عاقا ما رفتیم هش بهش ناهار بخوریم یه گشتی هم بزنیم  پسراشون میخوردن کاچیشونو با چش!:دی بعد یه مورد گیر هم داده بود که مامان و بابامون اونور بودن و ما فقط تونستیم بخندیمو ومامانمو صدا بزنیم تا دعفاش کنه پسره بی ادفو !:دی حالا یکی میگف تقصیره خودته اینقد خوشگلی!! (سوت) :دی یکی این نوشابه رو از دستم بگیره !:دی

+بعد تو همون هش بهش یه ببعی از یه دوست پیرن صولتی هدیه گرفتم که خعلی چسبید!ببعیه نه ها!دیدن خودش : ) اصن میشه گف بهترین بخش سفرم بود : )

+ یه پسره بود وای ! داشت با گوشیش بلند بلند دو قدمیه من حرف میزد بدین منوال:

باشه گلم!قربونت برم!  بوس بوس (با ادا اصولا)

ولی دمش گرم یه خاطره مشترک برا من و دوست پیرن صولتیم ساخت! : )

+اصفهان شهر خوش ساختیه و خوش آدرس که البته با بودجه ای که داره بایدم باشه!

+ بعد رفتیم 40 ستون یه دخدره و پسره واساده بودن  دخدره آویزونه شونه پسره بود بعد که برگشتن اونورو نگاه کنن دوباره آویزون شونه این شد! اونو نداشت چه میخاس بکنه من موندم!! یه جورم نیگا میکردن بهم!:))  کلی عسک گرفته بودم از نقاشیا قرار بود براتون تحلیل کنم که نشد دیگه ! :(

+ میگه اصفهونیا یه مردمایی  هستن که یک پل رابه اسم  سی و سه پل،بیست ستون را چهل ستون ،یک باغ را 4 باغ ،یک بهشت را  هشت بهشت به مردم قالب میکنند!تازه منارشونم دیگه نمیجمبه! :دی ولی خوبن : ) ینی مثلن میتونم بینشون  زندگی کنمو وراحت باشم!

+کلی چو چانگ شون بود تو اصف!:دی




سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 16:2 | کاچی | |

یک ذره استقلال!

هیچ نوعش!

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 12:33 | کاچی | |

www . night Skin . ir